چرا کارمندان از منابع انسانی بدشان میآید؟ ۱۰ دلیل مهم
چرا کارمندان از منابع انسانی بدشان میآید؟
چرا با وجود اهمیت منابع انسانی، بعضی کارکنان HR را طرف مدیر، ناکارآمد یا حتی مزاحم میدانند؟ در این مقاله ۱۰ دلیل مهم بیاعتمادی کارکنان به HR را بررسی میکنیم و میبینیم سیستمسازی منابع انسانی چگونه میتواند این اعتماد را بازگرداند.
آنچه در این مقاله میخوانید
- کارکنان نمیدانند HR بالاخره طرف چه کسی است
- کارکنان HR را اغلب با خبرهای بد میبینند
- احساس بیعدالتی اعتماد به HR را از بین میبرد
- کارکنان درباره نیت سیاستهای HR قضاوت میکنند
- HR گاهی تاوان تصمیم دیگران را میدهد
- فاصله شعارهای منابع انسانی با واقعیت زیاد است
- محرمانگی گاهی با بیعملی اشتباه گرفته میشود
- بعضی واحدهای HR واقعاً عملکرد خوبی ندارند
- HR از واقعیت کار کارکنان فاصله میگیرد
- شبکههای اجتماعی تصویر منفی HR را تقویت میکنند
- راهحل چیست؟ سیستمسازی منابع انسانی
چرا کارمندان از منابع انسانی بدشان میآید؟
چرا کارمندان از منابع انسانی بدشان میآید؟ کافی است مدتی در شبکههای اجتماعی بچرخید تا با شوخیها، انتقادها و گاهی حملات تندی علیه واحد HR روبهرو شوید: «منابع انسانی همیشه طرف مدیر است»، «HR کاری انجام نمیدهد» یا «به منابع انسانی اعتماد نکنید».
اما آیا واقعاً کارکنان از منابع انسانی متنفرند؟ اگر چنین بیاعتمادی در یک سازمان وجود دارد، ریشه آن چیست؟
پاسخ را نباید فقط در رفتار کارکنان جستوجو کرد. بخشی از مسئله به ماهیت پیچیده نقش منابع انسانی برمیگردد، بخشی نتیجه تصمیمهای مدیران است و بخشی دیگر واقعاً حاصل عملکرد نامناسب خود HR و سیستمهای ضعیف منابع انسانی است.
در ادامه ۱۰ دلیل مهم شکلگیری این ذهنیت را بررسی میکنیم و در پایان به سؤال مهمتری میرسیم: HR برای جلب اعتماد کارکنان چه کاری میتواند انجام دهد؟
کارکنان نمیدانند HR بالاخره طرف چه کسی است
کارمندی که با مدیر خود دچار مشکل شده معمولاً انتظار دارد HR حرف او را بشنود و اگر حقی از او ضایع شده، از او حمایت کند.
اما منابع انسانی بخشی از همان سازمان است و باید منافع کسبوکار، قوانین، سیاستهای سازمان و حقوق کارکنان را همزمان در نظر بگیرد.
اگر این نقش برای کارکنان روشن نباشد، خیلی زود این تصور شکل میگیرد: «HR آخرش طرف مدیرهاست.»
کارکنان HR را اغلب هنگام شنیدن خبرهای بد میبینند
افزایش حقوق تأیید نشده، امتیاز ارزیابی پایین آمده، اخطاری صادر شده یا قراردادی تمدید نمیشود.
حتی زمانی که HR تصمیمگیر نهایی نیست، ممکن است مسئول اعلام یا اجرای تصمیم باشد.
در مقابل، بسیاری از تلاشهای پشت صحنه منابع انسانی دیده نمیشود. «نه» گفتن HR دیده میشود؛ بسیاری از دفاعهای پشت صحنه آن نه.
احساس بیعدالتی اعتماد به HR را از بین میبرد
چرا این فرد ارتقا گرفت؟ چرا تخلف یک نفر نادیده گرفته شد؟ چرا حقوق دو شغل مشابه متفاوت است؟ چرا برای مدیران استثنا وجود دارد؟
کارکنان فقط نتیجه تصمیم را قضاوت نمیکنند؛ فرایندی که به آن نتیجه رسیده نیز برایشان مهم است.
وقتی ارتقا، پاداش، ارزیابی عملکرد، افزایش حقوق یا رسیدگی به تخلفات فاقد معیارهای روشن باشد، HR بهتدریج در ذهن کارکنان به بخشی از همان بیعدالتی تبدیل میشود.
کارکنان درباره نیت پشت سیاستهای HR قضاوت میکنند
آیا ارزیابی عملکرد برای رشد کارکنان است یا برای پیدا کردن بهانهای جهت تصمیمگیری درباره آنها؟
آیا نظرسنجی واقعاً برای شنیدن صدای کارکنان است یا صرفاً یک اقدام نمایشی؟
طراحی فرایند خوب کافی نیست؛ کارکنان باید بدانند چرا آن فرایند ایجاد شده و قرار است چه مسئلهای را حل کند.
HR گاهی تاوان تصمیم دیگران را میدهد
«من با افزایش حقوقت موافق بودم؛ HR قبول نکرد.» جملهای آشنا در بسیاری از سازمانها.
گاهی واقعاً منابع انسانی با تصمیمی مخالفت کرده است، اما همیشه چنین نیست.
وقتی مشخص نباشد چه کسی پیشنهاد میدهد، چه کسی بررسی میکند و چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد، HR بهراحتی تبدیل به مقصر آماده تصمیمهای ناخوشایند میشود.
فاصله شعارهای منابع انسانی با واقعیت زیاد است
«کارکنان مهمترین سرمایه ما هستند.» جمله قشنگی است؛ تا زمانی که تجربه واقعی کارکنان نیز آن را تأیید کند.
اگر اعتراضها بدون پاسخ بماند یا رفتار نادرست یک مدیر نادیده گرفته شود، شعارهای انسانمحور نهتنها اعتماد نمیسازند، بلکه میتوانند نتیجه معکوس داشته باشند.
کارکنان HR را با پوسترهای فرهنگ سازمانی قضاوت نمیکنند؛ تجربه روزمرهشان معیار قضاوت است.
محرمانگی گاهی با بیعملی اشتباه گرفته میشود
HR نمیتواند جزئیات هر پرونده یا شکایت را برای دیگران توضیح دهد. اما پاسخ مبهم «موضوع بررسی شد» ممکن است برای کارمند به این معنا باشد که هیچ اتفاقی نیفتاده است.
محرمانگی ضروری است؛ اما میتوان فرایند، مراحل، مسئول رسیدگی و زمانبندی پیگیری را شفاف کرد.
بعضی واحدهای HR واقعاً عملکرد خوبی ندارند
همه انتقادها را نمیتوان به سوءبرداشت کارکنان نسبت داد.
HRی که قوانین مرتبط با کار را نمیداند، پاسخگو نیست، اطلاعات محرمانه را منتقل میکند، شکایتها را جدی نمیگیرد یا برای مدیر و کارمند دو استاندارد متفاوت دارد، خودش اعتماد را تخریب میکند.
گاهی مسئله تصویر بد HR نیست؛ مسئله واقعاً عملکرد بد HR است.
HR از واقعیت کار کارکنان فاصله میگیرد
فرم، KPI، مدل شایستگی و فرایند زمانی ارزشمند هستند که بر اساس شناخت واقعی کار طراحی شده باشند.
اگر HR نداند افراد واقعاً چگونه کار میکنند و کجای کارشان مشکل دارد، ابزارهای حرفهای خیلی زود به بوروکراسی و کار اضافه تبدیل میشوند.
طراحی سیستم منابع انسانی باید از شناخت شغل، وظایف، مسئولیتها و شرایط واقعی انجام کار شروع شود.
شبکههای اجتماعی تصویر منفی HR را تقویت میکنند
واقعیت یک تصمیم سازمانی معمولاً پیچیده است؛ اما توضیح زنجیره تصمیمگیری بهاندازه جمله «HR همیشه طرف کارفرماست» قابلیت وایرال شدن ندارد.
هر تجربه بد میتواند به یک توییت، کامنت یا پست جدید تبدیل شود و این تصویر را دوباره تقویت کند.
با این حال شاید بهجای اینکه مدام بگوییم «کارکنان نمیدانند HR چه کار میکند»، بهتر باشد بپرسیم: چرا اینهمه آدم تجربه مشابهی از HR تعریف میکنند؟
راهحل چیست؟ سیستمسازی منابع انسانی
برای افزایش اعتماد کارکنان، صرفاً داشتن افراد خوشبرخورد در واحد HR کافی نیست. اعتماد پایدار به سیستم نیاز دارد.
فرایندهای منابع انسانی باید دقیق، شفاف، قابل پیشبینی و تا حد امکان مستقل از سلیقه افراد طراحی شوند.
کارمند باید بداند حقوق و مزایای او بر چه اساسی تعیین میشود، ارتقا چه معیارهایی دارد، عملکرد چگونه ارزیابی میشود، اعتراض از چه مسیری بررسی میشود، چه کسی تصمیم میگیرد و حدود اختیار HR کجاست.
یک سیستم مدیریت عملکرد مناسب باید معیارهای روشن داشته باشد. سیستم جبران خدمت باید بتواند منطق تفاوت پرداختها را توضیح دهد. فرایند ارتقا، جذب، آموزش، رسیدگی به شکایت و خروج کارکنان نیز باید مراحل، مسئولیتها و حدود اختیار مشخص داشته باشند.
سیستمسازی به معنی حذف قضاوت انسانی نیست؛ بلکه یعنی تصمیمهای مهم سازمانی صرفاً به سلیقه افراد وابسته نباشند.
تفاوت یک HR قابل اعتماد با یک HR غیرقابل اعتماد در این نیست که اولی همیشه جواب مثبت میدهد. حتی وقتی پاسخ «نه» است، کارمند باید بداند چه کسی تصمیم گرفته، بر چه اساسی و چرا.
میخواهید منابع انسانی را اصولی و سیستمی یاد بگیرید؟
اگر در حوزه منابع انسانی فعالیت میکنید و میخواهید بهجای اجرای پراکنده چند فرم و فرایند، یاد بگیرید چگونه سیستمهای منابع انسانی را طراحی، اجرا و در سازمان مستقر کنید، دوره جامع مدیریت منابع انسانی سرآمد برای همین هدف طراحی شده است.
در این دوره، موضوعات اصلی منابع انسانی از قانون کار، حقوق و دستمزد و جبران خدمت تا مدیریت عملکرد، جذب و استخدام، آموزش، فرهنگ سازمانی و سایر سیستمهای HR بهصورت کاربردی آموزش داده میشوند.
هدف این است که فقط مفاهیم منابع انسانی را ندانید؛ بلکه بتوانید آنها را در یک سازمان واقعی طراحی و پیادهسازی کنید.
مشاهده سرفصلها و ثبتنام دوره ←مطالب پیشنهادی سرآمد
مدل مدیریت منابع انسانی TTM چیست؟
مدیریت عملکرد کارکنان مبتنی بر مدل TTM