استخدام مبتنی بر مهارت (Skills-Based Hiring) چیست و چرا اهمیت دارد؟
استخدام مبتنی بر مهارت اکنون بهطور گسترده در رویکرد سازمانها نسبت به جذب استعداد نهادینه شده است. با توجه به اینکه ۸۵٪ شرکتها گزارش دادهاند از این روش استفاده میکنند، کارفرمایان در شرایطی که بازار کار بهطور مداوم در حال تغییر است، از تمرکز صرف بر مدارک فاصله گرفته و به سمت شواهد عملی از توانمندی افراد حرکت کردهاند.
استخدام مبتنی بر مهارت اهمیت فزایندهای پیدا کرده است، زیرا عنوانهای شغلی، مسیرهای حرفهای و مدارک تحصیلی دیگر شاخصهای قابل اتکایی برای پیشبینی عملکرد نیستند. استخدام سنتی که اغلب بر مدارک دانشگاهی، تعداد سالهای سابقه و عناوین شغلی قبلی بنا شده، دیگر نمیتواند با سرعت تحول مهارتها و مدلهای کسبوکار همگام شود.
بسیاری از شرکتها مزایای قابلتوجهی از این تغییر گزارش کردهاند: تصمیمگیریهای شفافتر در استخدام، دسترسی به تعداد بیشتری از متقاضیان، و همسویی قویتر میان توانمندیهای افراد و نتایج کسبوکار. در عمل، سازمانها تکنیکهای استخدام مبتنی بر مهارت را در سراسر فرآیند انتخاب کارکنان به کار میگیرند؛ بیشترین کاربرد آن در مرحله مصاحبه (۸۷٪) و غربالگری (۶۵٪) است. همچنین شرح شغلهای مبتنی بر شایستگی (۸۱٪) و روبریکهای مصاحبه (۵۸٪) طراحی میکنند.
این مقاله بررسی میکند که چرا استخدام مبتنی بر مهارت امروز اهمیت دارد و یک راهنمای عملی برای مدیران منابع انسانی و رهبران جذب استعداد ارائه میدهد تا این رویکرد را بهصورت مسئولانه و در مقیاس گسترده اجرا کنند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید در دوره جذب و استخدام به صورت آنلاین، آفلاین و یا حضوری شرکت نمایید.
نکات کلیدی
استخدام مبتنی بر مهارت زمانی بهترین نتیجه را میدهد که بهعنوان یک سیستم دیده شود، نه یک تغییر منفرد. تعریف شفاف مهارتها، ارزیابی ساختاریافته و استانداردهای مشترک، مهمتر از هر ابزار یا آزمون واحد هستند.
تمرکز بر شواهد ـ نه شاخصهای جایگزین ـ منجر به تصمیمهای استخدامی بهتر میشود. نمونهکارها، نشانههای مهارتی و معیارهای مبتنی بر خروجی به تیمها کمک میکنند آنچه نامزد واقعاً میتواند انجام دهد را ارزیابی کنند، نه صرفاً آنچه در رزومه نوشته شده است.
محدود کردن مهارتهای «الزامی» باعث گسترش دامنه استعدادها میشود بدون اینکه استانداردها کاهش یابد. تفکیک مهارتهای ضروری از مهارتهای قابل یادگیری به استخدامکنندگان کمک میکند سریعتر عمل کنند و به مجموعهای متنوعتر و توانمندتر از متقاضیان دسترسی داشته باشند.
بیشترین بازده زمانی حاصل میشود که استخدام به جابهجایی داخلی و توسعه کارکنان متصل شود. استفاده از زبان مهارتی یکسان در جذب، یادگیری و برنامهریزی نیروی کار، دادههای مهارتی را حتی پس از پر شدن یک موقعیت شغلی نیز ارزشمند میکند.
استخدام مبتنی بر مهارت چیست؟
استخدام مبتنی بر مهارت رویکردی در جذب نیرو است که نامزدها را بر اساس مهارتها و شایستگیهای قابل اثبات موردنیاز برای انجام شغل ارزیابی میکند، نه بر اساس شاخصهای جایگزینی مانند مدرک تحصیلی، پیشینه دانشگاهی، عناوین قبلی یا سالهای سابقه. به بیان ساده، سازمانها فرآیند استخدام را حول مهارتهایی طراحی میکنند که برای دستیابی به نتایج کسبوکار لازم است.
این رویکرد بر سه مؤلفه اصلی استوار است:
- الزامات مهارتی مشخص (فرد باید چه کاری را بتواند انجام دهد)
- سطح تسلط مهارتی (تا چه میزان باید آن را بهخوبی انجام دهد)
- خروجیها یا نتایج قابل اندازهگیری (موفقیت در عمل چگونه تعریف میشود)
بهجای اتکا به ویژگیهای کلی و مبهمی که معمولاً در رزومهها دیده میشود (مانند «مهارتهای ارتباطی خوب»، «حل مسئله» یا «روحیه کار تیمی»)، استخدامکنندگان از ابزارهای ارزیابی مهارت استفاده میکنند تا تواناییهای قابل مشاهدهای مانند «نوشتن یک کوئری SQL»، «اجرای مصاحبه ساختاریافته» یا «مدیریت بودجه تأمینکننده» را شناسایی کنند.
استخدام مبتنی بر مهارت به این معنا نیست که:
- برای همه نقشها مدرک تحصیلی حذف شود
- تجربه نادیده گرفته شود (بلکه توانمندی باید راستیآزمایی شود)
- فقط برای مشاغل سطح ابتدایی کاربرد داشته باشد (برای نقشهای حرفهای نیز کارآمد است)
بسیاری از سازمانها به دلیل اتوماسیون، تحول دیجیتال و تغییر مداوم نیازهای کسبوکار با کمبود بیسابقه مهارت مواجه هستند. برای مقابله با این چالش، آنها رویکردی مهارتمحور اتخاذ کردهاند تا رقابتپذیر، سازگار و نوآور باقی بمانند.
تعریف کار بر اساس وظایف و مهارتهای مرتبط، روشی منعطفتر و دقیقتر برای تطبیق افراد با نتایج مورد انتظار فراهم میکند. همچنین به سازمانها امکان میدهد کارکنان را بر اساس مهارتهایی که بیشترین نیاز را دارند، در داخل جابهجا کنند.
در چنین سازمانهای مهارتمحور، برنامهریزی نیروی کار دادهمحورتر میشود، عملکرد و پاداش بر مهارتها و نتایج اثباتشده متمرکز است، و یادگیری و توسعه به سمت ساخت شایستگیهای استراتژیک هدایت میشود، نه صرفاً آموزش برای یک عنوان شغلی.
چرا استخدام مبتنی بر مهارت اکنون اهمیت دارد؟
استخدام مبتنی بر مهارت با حذف الزامات آموزشی سنتی، به سازمانها کمک میکند افرادی را جذب کنند که واقعاً قادر به انجام کار هستند. همزمانی تغییرات بازار کار، نیازهای کسبوکار و انتظارات متقاضیان باعث شده این رویکرد به سازمانها کمک کند نیروی کاری سازگارتر، فراگیرتر و همسو با الزامات واقعی عملکرد بسازند.
دلایل پذیرش این رویکرد عبارتاند از:
واقعیت بازار کار: عناوین شغلی و مسیرهای حرفهای کمتر خطی شدهاند. مهارتهای انتقالپذیر اهمیت بیشتری یافتهاند، بهویژه در شرایط کمبود طولانیمدت مهارت. گزارش «آینده مشاغل» مجمع جهانی اقتصاد، شکاف مهارتی را یکی از بزرگترین موانع تحول معرفی میکند، در کنار ایجاد گسترده شغل (۱۷۰ میلیون شغل جدید تا سال ۲۰۳۰)، حذف مشاغل (۹۲ میلیون شغل) و افزایش تقاضا برای مهارتهایی مانند تسلط بر هوش مصنوعی و تفکر خلاق.
تأثیر بر کسبوکار: تعریف دقیق مهارتهای موردنیاز، دقت استخدام را افزایش میدهد زیرا تصمیمهای انتخاب مستقیماً به کاری که باید انجام شود مرتبط میشوند. زمانی که افراد بر اساس توانایی انجام وظایف حیاتی استخدام شوند، تیمها سریعتر به بهرهوری میرسند، ارزیابی عملکرد آسانتر میشود و توانمندی نیروی کار با اولویتهای کسبوکار همسو میگردد.
انتظارات متقاضیان: افراد بیشتری از طریق بوتکمپها، گواهینامهها، کارآموزیها، پروژهها یا تجربه نظامی مهارت کسب میکنند. به همین دلیل بسیاری از استخدامکنندگان الزام مدرک را از آگهیهای شغلی حذف کردهاند. Indeed گزارش کرده است که ۵۲٪ آگهیهای شغلی در آمریکا هیچ اشارهای به الزام تحصیلات رسمی نداشتهاند. همچنین استخدامکنندگان در LinkedIn پنج برابر بیشتر بر اساس مهارت جستجو میکنند تا مدرک.
برنامهریزی نیروی کار: مهارتها دید شفافتری از شکافها و توانمندیهای آینده ارائه میدهند. تحلیل مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد کارفرمایان انتظار دارند ۳۹٪ مهارتهای اصلی موردنیاز نیروی کار تا سال ۲۰۳۰ تغییر کند، که ضرورت بلندمدت رویکرد مهارتمحور را تقویت میکند.
مزایای استخدام مبتنی بر مهارت
این رویکرد مزایایی فراتر از جذب نیرو دارد و بر تصمیمهای آینده کسبوکار نیز اثر میگذارد:
کیفیت بالاتر استخدام: نامزدها از طریق نمونهکار، ارزیابی و مصاحبه ساختاریافته توانمندی خود را اثبات میکنند. این امر ریسک عملکرد ضعیف و زمان رسیدن به بهرهوری را کاهش میدهد. گزارش Kelly نشان میدهد شرکتهایی که از این روش استفاده میکنند، استخدامهای ناموفق را تا ۸۸٪ کاهش دادهاند.
دامنه گستردهتر استعدادها: حذف فیلترهای غیرضروری مدرک، دسترسی به نامزدهای غیرسنتی را افزایش میدهد و تنوع بیشتری ایجاد میکند.
استخدام سریعتر در بلندمدت: استانداردسازی معیارهای مهارتی، زمان بحثهای بینتیجه درباره تناسب فرد را کاهش میدهد و چرخه استخدام را کوتاه میکند. همچنین طبق گزارش Kelly، این رویکرد بین ۷۸۰۰ تا ۲۲۵۰۰ دلار در هر نقش صرفهجویی ایجاد میکند.
تصمیمگیری منسجمتر: مصاحبههای ساختاریافته و ابزارهای ارزیابی مهارت، سوگیری ناشی از «حس درونی» را کاهش میدهند.
تحرک داخلی بهتر: کارکنان میتوانند بر اساس مهارت جابهجا شوند، نه صرفاً سابقه عنوان شغلی.
برنامهریزی نیروی کار قویتر: دادههای مهارتی به پیشبینی کمبودها و نیازهای آموزشی کمک میکند.
ماندگاری بالاتر: تناسب بهتر شغل و فرد، ترک خدمت زودهنگام را کاهش میدهد. طبق گزارش TestGorilla، ۶۵٪ کارفرمایان اعلام کردهاند افرادی که از طریق ارزیابی مهارتی استخدام شدهاند، ماندگاری بیشتری دارند.
استخدام مبتنی بر مهارت، فرآیند جذب را از تمرکز بر عنوان، مدرک و سابقه به سمت شواهد واقعی توانمندیهای مرتبط با نتایج سوق میدهد. تعریف شفاف مهارتها، ارزیابی ساختاریافته و مستندسازی شواهد، استخدام را منصفانه، قابل تکرار و قابل دفاع میکند.
این رویکرد زمانی بیشترین ارزش را دارد که به تحرک داخلی، یادگیری و برنامهریزی نیروی کار متصل شود. شروع کوچک، استانداردسازی زودهنگام و بهبود مستمر، کلید ایجاد حرکت پایدار بدون فشار بیش از حد به تیمهاست.
استخدام مبتنی بر مهارت، انتظارات شفافتری ایجاد میکند و از تصمیمگیریهای کسبوکاری مبتنی بر شواهد و اطمینان بیشتر حمایت میکند.
